تسلی
خیال کردی دیگر ندارمت ؟
آنجاست !
یاد تو...
ته ِ آغوش پر ستاره ی شب
هر بار که بنگرم به گمان چشم تو
به چشمشان هم چشم می شوم
انگار رفته ای ؟
اینجاست !
عطر تو...
پشت سایه ی سُتُبر
یأس ها
از خم ِ کوچه که بگذرم
سر مست می شوم
+ یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ 9:45 BY: امیر ارسلان پاک نژاد
|
خدای بزرگ